ماهی برکه!!!
تو ماهی, و من ماهی این برکه, ی کاشی اندوه بزرگی ست زمانی که نباشی آه از نفس پاک تو و صبح نشابور از چشم تو و حجره ی فیروزه تراشی پلکی بزن ای مخزن اسرار که هر بار فیروزه و الماس به آفاق بپاشی ای باد سبک
کتاب کهنه ای هستیم....
ا کتاب, کهنه, ای هستیم, سرتا پا غلط!خواندنی ها را سراسر خوانده ایم امّا غلط!سال ها تدریس می کردم خطا را با خطاسال ها تصحیح می کردم، غلط را با غلط!بی خبر بودم دریغا از اصول الدین عشق!خط غلط، انشا غلط،
ز جام عشق...
دگر از درد تنهایی، به جانم یار میباید دگر تلخ است کامم، شربت دیدار میباید ز جام عشق او مستم، دگر پندم مده ناصح نصیحت گوش کردن را دل هشیار میباید مرا امید بهبودی نماندست، ای خوش آن روزی که میگفت
عقل و دل....
گر عقل ، پشت حرف دل ، "اما "نمی گذاشت "تردید "، پا به خلوت دنیا نمی گذاشت از خیر "هست و نیست دنیا" به شوق دوست می شد گذشت، وسوسه اما نمی گذاشت اینقدر اگر معطل پرسش نمی شدم شاید قطار عشق مرا جا
بگذر از گناهمان...
فضای خانه که از خنده های ما گرم است چه عاشقانه نفس می کشم، هوا گرم است دوباره "دیده امت"، زُل بزن به چشمانی که از حرارت "من دیده ام ترا" گرم است بگو دو مرتبه این را که: "دوستت دارم" دلم هنوز به این
غمگین نشو.....
غمگین, نشو .. وقتی کسی تلاشت را نمی بیند و هنرت را درک نمی کند طلوع خورشید منظره ای تماشایی است. اما بیشتر مردم همیشه ی خدا آن موقع صبح خواب هستند....
صعب العبور ترین راه......
صعب العبور ترین راه......از راه سخت زیاد گذشته امراه های کوهستانی پوشیده از برفراه های تازه باران خوردهو راه هاب پیچ در پیچگمشده در مه ولیصادقانه بگویمصعب العبورترین راه دنیادوست داشتن های یک طرفه است.  قلم خورده توسط رهــــگـــذر در سه شنبه چهارم اردیبهشت ۱۳۹۷ ساعت 17:36 موضوع | لینک ثابتLet's bloc...
عزیزم....
عزیزم.... آسمان فرصت پرواز بلندیت ولی قصه این است چه اندازه کبوتر باشیم عزیزم اگر بال پروازم مردی به بزرگی تو باشد تا کوه قاف بی وقه بال میزنم با نگاه نافذت مارا هم گاهی نگاهی یا علی قلم خورده توسط رهــــگـــذر در شنبه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۶ ساعت 15:11 موضوع | لینک ثابت
چقدر زود پیر میشویم وقتی.......
چقدر زود پیر میشویم وقتی....... آدمی چقدر زود پیر میشود. .. وقتی احساسش فراتر از درک آدمهاست... قلم خورده توسط رهــــگـــذر در جمعه ششم مرداد ۱۳۹۶ ساعت 11:42 موضوع | لینک ثابت
دلم یک ماندن میخواهد!!!
دلم هوس یک دوست قدیمی کرده ... یک رفیق شش دانگ یک آرام دل کسی که امتحانش را در رفاقت پس داده ودیگر محک زدن وزیرو رو کردنی در کار نباشد رفیقی که من نگویم و او بشنود بخندم وحجم بغض را در خنده ام ببیند رفیقی که بگویمش برو اما بماند که نرود .... قلم خورده توسط رهــــگـــذر در جمعه ششم مرداد ۱۳۹۶ ساعت 11...
ماندن دل میخواد.......
"رفتن" ! رفتن که بهانه نمیخواهد ، یک چمدان میخواهد از دلخوری هاى تلنبار شده و گاهى حتى دلخوشی هاى انکار شده ... رفتن که بهانه نمی خواهد! وقتى نخواهى بمانى ، با چمدان که هیچ بى چمدان هم می روى ! "ماندن" ! ماندن اما بهانه مى خواهد ، دستى گرم، نگاهى مهربان، دروغهاى دوست داشتنى، دوستت دارم هایى که مى شن...
هیچ قلبی......
هیچ قلبی...... هیچ قلبی صرفا به واسطه ی هماهنگی با قلب دیگر وصل نیست.زخم است که قلب ها را عمیقا به هم پیوند می دهد.پیوند درد با درد، شکنندگی با شکنندگی. تا صدای ضجه بلند نشود سکوت معنی ندارد و تا خونی ریخته نشود عفو معنی ندارد و تا از دل ضایعه ای بزرگ گذر نکنی, رضا و رضایت بی معنی است...! قلم خورده ...
شایدش درد ناک است.....
شایدش درد ناک است..... وقتی رفت گفت شاید برگردم رفتنش مرا نمی آزارد ... شایدش دردناک است ... قلم خورده توسط رهــــگـــذر در شنبه هفتم مرداد ۱۳۹۶ ساعت 22:56 موضوع | لینک ثابت
قشنگ ترین دورغ!!!
روزی به تمام این بی قراری ها میخندی وساده از کنارشان میگذری .. این قشنگترین دروغی است که دیگران برای.. آرام کردنت به تو میگویند..! قلم خورده توسط رهــــگـــذر در شنبه هفتم مرداد ۱۳۹۶ ساعت 23:30 موضوع | لینک ثابت
سکوت میکنم....
سکوت میکنم.... فقط سکوت میکنم این دنیا اگر حرفی داشت خدایش ساکت نبود قلم خورده توسط رهــــگـــذر در شنبه هفتم مرداد ۱۳۹۶ ساعت 23:39 موضوع | لینک ثابت
xa0 گاهی برای بودن ؛ باید نبود...
گاهی برای بودن ؛ باید نبود... گاهی باید رد شد ، باید گذشت ؛گاهی باید در اوج نیاز نخواست ..گاهی باید کویر شد و با همه تشنگیمنت هیچ ابری را نکشید ..گاهی برای بودن باید محو شد ، باید نیست شدگاهی برای بودن ؛ باید نبود ...گاهی باید چترت را برداری و رهسپار کوچه هایی شویکه مدت هاست هیچ رهگذری از آن عبور نک...
هوام دوباره پسه......
هوام دوباره پسه...... دو روز دنیا برام قفس تر از قفسهبهم نفس برسون هوام دوباره پسههوامو داشته باش میگن تو مومنیو دم مسیحاییت نفس تر از نفسههمیشه میلنگه یه جای زندگیمالهی من بمیرم برای زندگیمهمیشه میلنگه یه جای زندگیمالهی من بمیرم برای زندگیممن که یادم رفته چی دردمه چی دوامهبرام مهمم نیست کی نیستش و ...
هر کسی را همدم مدان......
هر کسی را همدم مدان...... هر کسی را همدم غم ها و تنهایی مدان سایه هم راهِ تو می آید ولی همراه نیست..! قلم خورده توسط رهــــگـــذر در چهارشنبه یازدهم مرداد ۱۳۹۶ ساعت 23:31 موضوع | لینک ثابت
به تو نامه مینویسم.....
به تو از تو می نویسم به تو ای همیشه در یاد ای همیشه از تو زنده لحظه های رفته بر باد وقتی که بن بست غربت سایه سار قفسم بود زیر رگبار مصیبت بی کسی تنها کسم بود وقتی از آزار پاییز برگ و باغم گریه می کرد قاصد چشم تو آمد مژده ی روییدن آورد ای همیشگی ترین عشق در حضور حضرت تو ای که می سوزم سراپا تا ابد در ...
باید فراموشت کنم//////
باید فراموشت کنم چندیست تمرین می کنم من می توانم ،می شود آرام تلقین می کنم با عکسهای دیگری تا صبح صحبت می کنم با آن اتاق خویش را بیهوده تزیین می کنم سخت است اما می شود در نقش یک عاقل روم شب نه دعایت می کنم نه صبح نفرین می کنم حالم نه اصلا خوب نیست تا بعد بهتر می شود فکری برای این دل تنهای غمگین می ک...