کسی که !!!u200d!
کسی که یکبار رفته باشد، به بازگشتنش دلخوش نکن... همانا او راهِ رفتن را یادگرفته است.
شکستن دل///
اگر افتخـــارت “دل شـکســـتن” است ، به عزیزانت بگو برایت “اسپـــــند” دود کنند… اینبار “افتخــــار” که نــه ، “حماســــه” آفریدی
اولش شیرینه....
اولش شیرینه اولش عشق سرزده میاد تو دلت.اما...اخرش تلخآخرش تموم هستی ات رو ازت میگیره تا از دلت دست برداره
میتونستم فراموشت کنم....
میخـوام فرامـــــوشت کنم ولی چشـــــات نميذارههمينکه پلـــک رو پلــــک مياد نگاتــــو يادم ميارهمیخوام فرامــــوشت کنم تو لحظـه های بی کسيمچه فايــــــده داره فکـر به تو،ما که بهم نمیرسيمچطـــور دلت اومد بری وقتی تو چشمات اسيـــرمدارم با عکســـات تو شبــام جای خاليتو ميگيـــرمچطـــور دلت اومد بری به...
با کسی باش که تو را میفهمد...
ناله از دوری آن کن که تو را می فهمدعشق خود صرف همان کن که تو را می فهمد درد دل،شعر قشنگ،این همه احساس لطیفبه کسی این سه بیان کن که تو را می فهمد نوجوانی و جوانی چو بهاریست به عمرپای آن ، عمر خزان کن که تو را می فهمد دل به هر بار غم و درد فرو می ریزدبه کسی پس نگران کن که تو را می فهمد عاشقی سود ندارد...
زخمهای من و تو.....
پشت چراغ قرمز . . پسرکی با چشمانی معصوم و دستانی کوچک گفت: چسب زخم نمی خواهید؟ پنج تا،صدتومن. . . آهی کشیدم و با خود گفتم: تمام چسب زخم هایت را هم که بخرم. . . نه زخم های من خوب می شود نه زخم های تو!
عجب دنیای نامردی!!!!
عجب دنیای نامردینمونده ذره ای مردیبه هر که رو میندازیبهت زود میکنه سردیمرام ومعرفت دیگر نمونده قد یک گردینه خواهر میکنه مهری نه دنیا داره همدردیبرادر هم نمی پرسهببینه خوب میگردیعجب دنیای نامردی نمونده ذره ای مردیدراین دنیا ی بی مهریرخم غم گشته از زردیهمه در فکر خود هستنتو این دنیای پردردیاگر روزی گر...
میگفت؟؟
گفتی:نفرینم میکنی؟؟؟؟؟؟؟ گفتم:نه اما ازخدا میخوام هیچکس اندازه من دوستت نداشته باشه.
حماقت حوا...
گفت:حالت را نمی پرسم میدانم خوبی... عکسهایت همه بالبخندند... و نمیدانست عکاس که میگوید سیب... من یاد حماقت حوا می افتم و پوزخند میزنم...
کاش...
دلم می خواست کسی باشد که مرا "بلد" باشد. بلد بودن مهم تر از عاشق بودن یا حتی دوست داشتن است. کسی که تو را "بلد" باشد با تمام پستی بلندی هایت کنار می آید می داند کی سکوت کند کی دزدکی نگاهت کند کی سرت داد بزند و کی در اوج عصبانیت محکم در آغوشت بگیرد کاش کسی باشد که مرا "بلد" باشد.
عشق من....
عشق من . . . شــايد روزي ... دوبــاره در گذر زمان به يـكــديـگــر بـرسيــم ! آنـــــروز ... من اشـتبــاه گذشتـه را تـكــرار نخواهم کـرد ! تــــو را از دسـت مي دهم ، اما ... غرورم را نه ...
حلال تو نیستم
میبوسمت اگر چه حلال تو نیستم میبوسمت اگر چه که مال تو نیستم جز من، شکارِ هر چه که آهوست در سر است گویی فقط منم که غزال تو نیستم در باغ سیب خاطرِ تو روی شاخه ها حتی به بخت میوه ی کال تو نیستم خوشبخت برف که بنشیند به شانه ات بد بخت من که دُورِ تو شال تو نیستم گیرم که یوسفم! وَ به چاهم! چه فایده وقتی د...
طاقت ندارم!!!
طاقت ندارم از نگاهت دور باشم یا پیش هم باشیم و من مجبور باشم... با من بمان هر لحظه می افتم به پایت هر چند در ظاهر زنی مغرور باشم وقتی دلت صیاد این دریاست ای کاش من ماهی ِ افتاده ای در تور باشم بگذار با رویای وصلت خو بگیرم حتی اگر یک وصله ی ناجور باشم آغوش وا کن! حرف هایم گفتنی نیست تا کی فقط در شاعر...
انگار.....
انگــــار دیده اند مرا باز با شمابا اینکه فارغید از این حرف ها شمااندوه جاده های جهان را گریستمتا سایه ی مرا بکشانند تا شماعاشق شدیم و شهر خبر شد ولی هنوزلبخند می زنید بر ایــن ماجـــرا شماپس راست گفته اند که شبها برای ماهتعریف مـی کنید همین قصــه را شما؟خامم... منی که پنجره ام خیس اشک شداز عشق حرف ...